کم کم داریم به نوروز نزدیک می شویم و بوی عید توی همه جا پخش شده . خیلیها مشغول تمیز کردن منزل و خانه تکانی هستند و گرد و غبار را از دیوارها و وسایل خانه پاک می کنند و وسایل و کهنه و بدرد نخور را بیرون می ریزند تا با ظاهری آراسته به دیدار سال نو بروند . اما باطن ما چی ؟ آیا ذهن و باطن ما نیاز به خانه تکانی ندارد؟
انسان رو حی است در قالب یک جسم مادی . و بیش از انکه جسمش به آراستگی نیاز داشته باشد , رو حش به زیبایی و آراستگی نیاز دارد و لازم است که هر چند وقت یک بار ما خانه ذهنمان را نیز تمیز کنیم و به خانه تکانی ذهنی بپردازیم . لوییز هی در کتاب شفای زندگی روشی برای این کار دارد که من اکنون آن را برای شما بازگو می کنم:
(( کار ذهنی که اکنون به آن مشغولم مانند خانه تکانی است . به اتاقهای ذهنم می روم و اندیشه ها و اعتقاداتی را که در آنهاست می آزمایم . بعضی را دوست دارم و انها را برق می اندازم و جلا می دهم تا سودمند تر شوند . می بینم پاره ای از آنها نیاز به جایگزینی و تعمیر دارند و می کوشم تا حد امکان درستشان کنم یا کنارشان بگذارم . بعضی از آنها مانند روزنامه های دیروز و مجلات یا لباسهای کهنه اند و دیگر مناسب نیستند . اینها را به دیگران می بخشم یا دور می اندازم که دیگر جلو چشمم نباشند .))
خب دوستان , مطمئن باشید که این ارزشش رو داره که چند ساعت از وقتمون را برای تمیز کردن و خانه تکانی ذهنمون اختصاص بدهیم و با ذهنی پاک و عاری از کینه و خشم و افکار منفی به استقبال سال نو برویم.
نوروز بر همه شما مبارک و امیدوارم سالی سرشار از شادی و موفقیت داشته باشید ![]()
![]()
از دوستانی که با این طرح موافقند خواهش می کنم پیشنهاد خودشون و همینطور آدرس ایمیلشون رو در قسمت نظرات قرار بدهند . من به همه پیشنهاد میکنم که مطلب گروه مغز متفکر رو توی همین وبلاگ رو هم مطالعه کنند .
ما همگی میتونیم هم استاد و هم شاگرد همدیگه باشیم . به امید روزی که بتونیم دست به دست هم به بلندترین قله موفقیت برسیم .
شاد باشید . ![]()
(( تو را عفو میکنم که آنگونه که من می خواستم نبودی . تو را می بخشم و آزاد می کنم .))
این تاکید ما را آزاد می سازد .
همه امراض از عدم بخشایش ناشی می شوند.
هرگاه که بیماریم , باید در دل خود جستجو کنیم و ببینیم که چه کسی را باید ببخشاییم . کتاب ((تعلیم معجزات )) می گوید: (( همه امراض از عدم بخشایش ناشی می شوند. و هرگاه که بیماریم باید به پیرامون خویش بنگریم و ببینیم که چه کسی را باید عفو کنیم . ))
من به این نظریه می افزایم که عفو و بخشایش هر کس را دشوارتر می یابید , هم اوست که بیش از هر کس دیگر باید رهایش کنید. بخشایش یعنی دست برداشتن و رها کردن . این به معنای تایید رفتار آنها نیست . این به معنای دست برداشتن از سر آن کس و آن مساله است . لازم نیست که بدانیم چگونه عفو کنیم . تنها کاری که باید بکنیم این است که مشتاق عفو و بخشایش باشیم . کائنات خود از ((چگونه ها)) مراقبت خواهد کرد .
مطالبی که در بالا خواندید قسمتی از کتاب زیبای ((شفای زندگی )) نوشته لوییز هی بود . من لازم می دونم یه چیزی رو به این صحبتها اضافه کنم . و اون اینه که : اگر کسی در گذشته ظلمی به ما کرده و یک قسمت از زندگی ما رو خراب کرده چرا ما باید اجازه بدیم بقیه زندگی مون هم تحت تاثیر اون عمل قرار بگیره و نابود بشه . من می گم ما باید بقیه را نه به خاطر خودشون بلکه بخاطر خودمون ببخشیم و زندگیمون رو ازاد کنیم .
شاد باشید و پیروز.![]()
![]()