تبليغاتX
موفقیت
دیدار با شما در بلندترین قله موفقیت
سلام به همه دوستان

کم کم داریم به نوروز نزدیک می شویم و بوی عید توی همه جا پخش شده . خیلیها مشغول تمیز کردن منزل و خانه تکانی هستند و گرد و غبار را از دیوارها و وسایل خانه پاک می کنند و وسایل و کهنه و بدرد نخور را بیرون می ریزند تا با ظاهری آراسته به دیدار سال نو بروند . اما باطن ما چی ؟ آیا ذهن و باطن ما نیاز به خانه تکانی ندارد؟

انسان رو حی است در قالب یک جسم مادی . و بیش از انکه جسمش به آراستگی نیاز داشته باشد , رو حش به زیبایی و آراستگی نیاز دارد و لازم است که هر چند وقت یک بار ما خانه ذهنمان را نیز تمیز کنیم و به خانه تکانی ذهنی بپردازیم . لوییز هی در کتاب شفای زندگی روشی برای این کار دارد که من اکنون آن را برای شما بازگو می کنم:

(( کار ذهنی که اکنون به آن  مشغولم مانند خانه تکانی است . به اتاقهای ذهنم می روم و اندیشه ها و اعتقاداتی را که در آنهاست می آزمایم . بعضی را دوست دارم و انها را برق می اندازم و جلا می دهم تا سودمند تر شوند . می بینم پاره ای از آنها نیاز به جایگزینی و تعمیر دارند و می کوشم تا حد امکان درستشان کنم یا کنارشان بگذارم . بعضی از آنها مانند روزنامه های دیروز و مجلات یا لباسهای کهنه اند و دیگر مناسب نیستند . اینها را به دیگران می بخشم یا دور می اندازم که دیگر جلو چشمم نباشند .))

خب دوستان , مطمئن باشید که این ارزشش رو داره که چند ساعت از وقتمون را برای تمیز کردن و خانه تکانی ذهنمون اختصاص بدهیم و با ذهنی پاک و عاری از کینه و خشم و افکار منفی به استقبال سال نو برویم.

نوروز بر همه شما مبارک و امیدوارم سالی سرشار از شادی و موفقیت داشته باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 11:48  توسط آرش   | 

 سلام به همه دوستانی که همیشه من رو مورد محبت خودشون قرار دادند و با نظرات خوب و سازنده شون به من دلگرمی دادند . من مدت ۲ یا ۳ ساله که با بحث موفقیت یا به قول دکتر آزمندیان ( تکنولوژی الهی فکر ) آشنا شدم و توی این مدت کتابهای زیادی رو خوندم و چیزهای زیادی رو یاد گرفتم و همیشه سعی کردم از این روشها توی زندگیم استفاده کنم . ولی همیشه دوست داشتم با آدمهایی که در این زمینه تجربه دارند صحبت کنم و از نظرات و تجربیاتشون استفاده کنم . حتما خودتون از انرژی که جمع به آدم میده مطلع هستید . به همین خاطر وبلاگهایی رو توی این زمینه پیدا کردم و همینطور عضو گروه خوب زندگی بهتر شدم . و از اونها استفاده زیادی کردم . ولی صحبت رو در رو و دسته جمعی یه چیز دیگه ست . برای همین می خوام از شما دوستان کمک بگیرم که تا با هم دیگه به یه راه حل خوب دست پیدا کنیم و بهترین روش برای این کار رو پیدا کنیم

از دوستانی که با این طرح موافقند خواهش می کنم پیشنهاد خودشون و همینطور آدرس ایمیلشون رو در قسمت نظرات قرار بدهند . من به همه پیشنهاد میکنم که مطلب گروه مغز متفکر رو توی همین وبلاگ رو هم مطالعه کنند .

ما همگی میتونیم هم استاد و هم شاگرد همدیگه باشیم . به امید روزی که بتونیم دست به دست هم به بلندترین قله موفقیت برسیم .

شاد باشید .

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 7:51  توسط آرش   | 

ما باید رهایی از گذشته را انتخاب کنیم و همگی , از جمله خودمان را ببخشاییم . شاید ندانیم چگونه عفو کنیم و شاید نخواهیم که ببخشاییم . اما به محض اینکه صمیمانه بگوییم مشتاق عفو و بخشایش هستیم , فرایند شفا آغاز می شود . برای شفای خود ((ما)) لازم است که گذشته را رها کنیم و یکایک افراد را ببخشاییم . تکرار جمله تاکیدی زیر بسیار موثر است .

(( تو را عفو میکنم که آنگونه که من می خواستم نبودی . تو را می بخشم و آزاد می کنم .))

این تاکید ما را آزاد می سازد .

همه امراض از عدم بخشایش ناشی می شوند.

هرگاه که بیماریم , باید در دل خود جستجو کنیم و ببینیم که چه کسی را باید ببخشاییم . کتاب ((تعلیم معجزات )) می گوید: (( همه امراض از عدم بخشایش ناشی می شوند. و هرگاه که بیماریم باید به پیرامون خویش بنگریم و ببینیم که چه کسی را باید عفو کنیم . ))

من به این نظریه می افزایم که عفو و بخشایش هر کس را دشوارتر می یابید , هم اوست که بیش از هر کس دیگر باید رهایش کنید. بخشایش یعنی دست برداشتن و رها کردن . این به معنای تایید رفتار آنها نیست . این به معنای دست برداشتن از سر آن کس و آن مساله است . لازم نیست که بدانیم چگونه عفو کنیم . تنها کاری که باید بکنیم این است که مشتاق عفو و بخشایش باشیم . کائنات خود از ((چگونه ها)) مراقبت خواهد کرد .

مطالبی که در بالا خواندید قسمتی از کتاب زیبای ((شفای زندگی )) نوشته لوییز هی بود . من لازم می دونم یه چیزی رو به این صحبتها اضافه کنم . و اون اینه که : اگر کسی در گذشته ظلمی به ما کرده و یک قسمت از زندگی ما رو خراب کرده چرا ما باید اجازه بدیم بقیه زندگی مون هم تحت تاثیر اون عمل قرار بگیره و نابود بشه . من می گم ما باید بقیه را نه به خاطر خودشون بلکه بخاطر خودمون ببخشیم و زندگیمون رو ازاد کنیم .

شاد باشید و پیروز.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 17:38  توسط آرش   |