بحث هفت عادت مردمان موثر را با بحث درباره اولین عادت پیگیری می کنیم و امیدوارم که شما با نظرات و سوالات و نکته هایی که به من می آموزید به پربارتر شدن این بحث کمک کنید .
ما میتونیم شاگرد و معلم یکدیگر باشیم ![]()
اساسي ترين عادت(( عامل بودن)) است . عامل بودن يعني مسئوليت خود را به عهده گرفتن ،ملامت نكردن اوضاع و شرايط يا اشخاص با اين بهانه كه رفتارتان حاصل شرطي شدن شماست .ضد ((عامل بودن)) واكنشي بودن است . اگر به واژه مسئوليت (( responsibility ))توجه كنيد ،مي بينيد كه در اصل response-ability يا ((توانايي پاسخگويي )) بوده است . به اين مفهوم كه توانايي را داريد كه پاسخ يا واكنش خود را انتخاب كنيد.
مردمان موثر ((عامل)) اند. يعني ((مسئول))اند . در نتيجه رفتارشان حاصل تصميم و انتخاب آگاهانه خودشان و مبتني بر ارزشهاست .نه ثمره اوضاع و شرايط آنها ، كه واكنشي مبتني بر احساس است .
فرض كنيد برنامه ريزي كرده ايد كه با اعضاي خانواده تان به پيك نيك برويد . همه مقدمات را تهيه كرده ايد و مي دانيد مي خواهيد كجا برويد ، اما ناگهان هوا توفاني مي شود و همه برنامه هايتان را به هم مي ريزد.
افراد عامل همواره ((هواي درون)) خود را حمل مي كنند و هواي درون خويش را به هر كجا كه بروند همراه مي برند. يعني به شيوه اي سرشار از خلاقيت پيك نيك خود را در مكارن ديگري برگزار مي كنند و مي كوشند از همان وضعيت بهترين ثمره را بوجود آورند. ضد عامل بودن ((واكنشي بودن ))است . واكنش اين افراد نسبت به وضعيت بالا اين است كه : (( فايده اش چيست ؟پس از اين همه تلاش و برنامه ريزي ، همه زحمات ما بر باد رفت .)) طبيعتا اين روحيه منفي بر خودشان و همه اعضاي خانواده شان نيز تاثير منفي مي گذارد
. كلام افراد واكنشي نشان مي دهد كه مي خواهند از زير مسئوليت شانه خالي كنند . اين افراد در واقع مي گويند(( I am not response-able )) يعني (من توانايي پاسخگويي ندارم) كسي كه خود را مسئول نداند ، طبيعتا اوضاع و شرايطي را به وجود مي آورد كه از باور او حمايت كند ، يعني به پيشگويي هايي مي پردازد كه خود را به اثبات مي رسانند . در نتيجه اين افراد به طرزي فزاينده احساس قرباني بودن و عدم تسلط مي كنند . صفت مشخصه افراد واكنشي اين است كه همواره در حال ملامت كسي يا چيزي هستند . حتي شايد ستاره گان را به باد ملامت بگيرند ، مثلا بگويند: من متولد فلان ماه هستم ، به اين دليل عجول هستم و عجولانه تصميم مي گيرم .حال آنكه انسان عامل ارزشها و اصولي را انتخاب مي كند كه خودش درونا بتواند صحت و اعتبار آنها را تشخيص بدهد و تاييد كند.
اكنون ببينيد درباره تواناييهاي انساني خود چه پيش داريد، آيا قادريد پاسخ (واكنش) خود را در برابر هر وضعيت (آنچه برايتان رخ مي دهد) آگاهانه انتخاب كنيد ؟ البته كه مي توانيد!
النور روزولت گفته است :
(( هيچ كس بدون تمايل خودتان نمي تواند بيازاردتان .))
گاندي نيز گفته است :
((اگر خودمان احترام خودمان را به كسي ندهيم ، احدي نمي تواند آن را از ما بگيرد.))
اگر به راستي اين آرمان را دريابيد ، مي بينيد كه رهاننده ترين آرمان است .
عادت عبارت از نقطه تماس دانش و مهارت . اشتياق است .
افراد به تدريج عادت يا شيوه يي از زيستن را مي آموزند كه به طريقي تقويت مي شود. از اين شيوه زندگي پاداش يا رضايتي - هر چند رواني - مي ستانند اگر نه به آن ادامه نمي دادند. آنگاه شايد دريابند كه آن عادت سودمند نيست ، اگر چه ممكن است عادت عميقا ريشه گرفته و بر آنها مسلط شده باشد پس براي شكستن آن نيروي زيادي بايد صرف شود ولي زماني كه عادت شكسته شد آزادي بسيار مطلوبي احساس مي شود.
((هفت عادت مردمان موثر)) اصولی اساسي و بنيادي اند، نه هفت اختيار انتخابي . و همه انسانهاي موثر و كارآمد صاحب اين هفت عادتند. زيرا اين هفت عادت به درمان مشكلات مزمن و ايجاد امكانات تازه مي پردازند. مجالهاي هيجان انگيزي كه مي توانند قدرت درون و خلاقيت انسان را شكوفا و نمايان سازند.
اين هفت عادت عبارتند از : ا- عامل باشد 2- ذهنا از پايان آغاز كنيد 3- نخست امور نخست را قرار دهيد 4- برنده/برنده بينديشيد 5- نخست گوش فرا دهيد.... 6- سينرژي (انرژي گروهي ايجاد كنيد ) 7- اره را تيز كنيد
قصد من از آوردن اين بحث توي اين وبلاگ اين هست كه با كمك شما دوستان عزيزم به ايجاد اين عادتها در خودمون بپردازيم و هر بار يكي از اين عادتها را توي اين وبلاگ مورد بحث و بررسي قرار دهيم و به ايجاد آنها در خودمون به يكديگر كمك كنيم زيرا همونطور كه آقاي استفان كاوي نويسنده كتاب (( هفت عادت مردمان موثر)) نيز بهش اشاره كردند آموزش دادن مطالب به ديگران به ياد گرفتن اون مطلب كمك زيادي مي كند. پس از شما دوستان عزيزم ميخوام كه من را توي اين راه ياري كنيد .
تو دست من را بگير ، من هم دست تو را ميگيرم و با هم صعود ميكنيم .
![]()